فعل
پریدن (از جایی)، انصراف دادن، خارج شدن
معانی و تعاریف abspringen:
- از جایی پریدن یا جدا شدن (مثلاً از سکو، از اسب)
- جدا شدن، کنده شدن (مثلاً تکهای از چیزی)
- کنارهگیری کردن، منصرف شدن، لغو شدن (از یک توافق، برنامه، مسابقه)
جملات نمونه برای abspringen:
Der Athlet muss von einem Balken, der in den Boden eingelassen ist, ''abspringen.''
ورزشکار باید از روی یک تیرک که در زمین فرو رفته است، بپرد.
Er ist vom Sprungbrett abgesprungen.
او از تخته شیرجه پرید.
Das Kind ist vom Stuhl abgesprungen.
کودک از روی صندلی پرید.