فعل
مخلوط کردن (با همزن)
معانی و تعاریف absprudeln:
- (مایع یا گاز) با حباب یا فوران از چیزی جدا شدن یا خارج شدن.
جملات نمونه برای absprudeln:
„Zwei Eier, mit Milch, Salz und Pfeffer ''absprudeln'' und über die Semmel gießen.“
دو تخم مرغ را با شیر، نمک و فلفل "مخلوط کنید" و روی نان بریزید.
Das Wasser sprudelte aus dem Rohr ab.
آب از لوله فوران کرده و خارج شد.
Die Kohlensäure sprudelt aus dem Getränk ab.
دیاکسید کربن از نوشیدنی حبابزنان خارج میشود.