abstammen
تبار داشتن، منشأ گرفتن
Beispiele
- Mein Ururgroßvater ''stammt'' vom englischen Adel ''ab.پدربزرگ پدربزرگ من تبار اشرافی انگلیسی دارد.
Bedeutungen
1
von + Dativ
از یک خانواده، نژاد یا منطقه خاصی بودن، ریشه داشتن
- Er stammt von einer alten Adelsfamilie ab.او از یک خانواده اشرافی قدیمی تبار دارد.
- Viele Wörter im Deutschen stammen aus dem Lateinischen ab.بسیاری از کلمات در آلمانی از لاتین نشأت میگیرند.
2
aus + Dativ
از یک منبع یا اصل خاصی سرچشمه گرفتن (برای اشیاء یا ایدهها)
- Diese Tradition stammt aus dem Mittelalter ab.این سنت از قرون وسطی سرچشمه میگیرد.
- Die Geschichte stammt aus einer alten Legende ab.این داستان از یک افسانه قدیمی نشأت میگیرد.