فعل
تقدیم کردن، ادا کردن (رسمی)
معانی و تعاریف abstatten:
- چیزی را به کسی تقدیم کردن یا انجام دادن (معمولاً به صورت رسمی یا به عنوان وظیفه)
- چیزی را پس دادن یا جبران کردن (معمولاً به صورت استعاری)
جملات نمونه برای abstatten:
Nach Tische Herr Hofrath Vogel, der von Herrn von Müffling zurückkehrte und von dessen bessern Befinden Bericht ''abstattete.''
پس از شام، آقای هوفرات فوگل، که از آقای فون میفلینگ بازگشته بود و از بهبود حال او گزارش میداد.
Wir müssen dem Chef noch einen Bericht abstatten.
ما هنوز باید گزارشی به رئیس ارائه دهیم.
Sie hat ihrer Freundin einen Besuch abgestattet.
او به دوستش سری زد (دیداری انجام داد).