abstoßen

Aussprache: /ˈapˌʃtoːsn̩/
Worttrennung: ab·sto·ßen
فعل

هل دادن به عقب/دور، راندن، دفع کردن

Beispiele

  • Er ''stieß'' das Boot mit Hilfe des Rudes vom Ufer ''ab''.او با کمک پارو قایق را از ساحل دور کرد.
  • Das Schiff ''stößt'' vom Ufer ''ab''.کشتی از ساحل دور می‌شود.
  • Der Schwimmer ''stieß'' sich bei der Wende kräftig vom Beckenrand ''ab''.شناگر هنگام برگشتن (در استخر) خود را با قدرت از لبه استخر به عقب راند.
  • Negative Ladungen ''stoßen'' sich gegenseitig ''ab''.بارهای منفی یکدیگر را دفع می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با فشار از خود دور کردن؛ دفع کردن.

  • Das Raumschiff stieß die leere Treibstoffstufe ab.سفینه فضایی مرحله سوخت خالی را دفع کرد.
  • Der Schwimmer stößt sich vom Beckenrand ab.شناگر خود را از لبه استخر به عقب می‌راند.
2 Akkusativ

باعث انزجار یا عدم علاقه شدن؛ پس زدن (از نظر احساسی).

  • Sein arrogantes Verhalten stößt viele Leute ab.رفتار متکبرانه او بسیاری از مردم را پس می‌زند (منزجر می‌کند).
  • Der Geruch des Essens stieß mich ab.بوی غذا مرا منزجر کرد.
3 Akkusativ

چیزی را فروختن، اغلب به دلیل عدم نیاز یا برای کسب درآمد.

  • Das Unternehmen musste einige seiner Geschäftsbereiche abstoßen.شرکت مجبور شد برخی از بخش‌های تجاری خود را بفروشد.
  • Er hat seine alten Aktien abgestoßen.او سهام قدیمی خود را فروخت.