abstossen
پس زدن، دفع کردن، فروختن (به عنوان رد کردن مال)، خلاص شدن از
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را هل دادن و دور کردن، دفع کردن، پس زدن
- Das Boot stieß sich vom Ufer ab.قایق از ساحل دور شد.
- Der Magnet stößt den anderen Magneten ab.آهنربا، آهنربای دیگر را دفع میکند.
2
sich + von + Dativ
خود را از چیزی دور کردن، از چیزی جدا شدن (معمولاً با sich + von + Dativ)
- Der Schwimmer stieß sich vom Beckenrand ab.شناگر خود را از لبه استخر دور کرد.
- Er stieß sich von der alten Lebensweise ab.او خود را از شیوه زندگی قدیمی جدا کرد.
3
Akkusativ
چیزی را فروختن، واگذار کردن (معمولاً دارایی یا سهام برای خلاص شدن از آن)
- Das Unternehmen musste alte Vermögenswerte abstoßen.شرکت مجبور شد داراییهای قدیمی را بفروشد.
- Er stieß seine Aktien mit Verlust ab.او سهام خود را با ضرر فروخت.