abströmen
خارج شدن (جریان سیال یا گاز)، سرازیر شدن
Beispiele
- Je leichter der eindringende Luftvolumenstrom ''abströmen'' kann, desto mehr strömt auch nach.هرچه جریان حجمی هوای ورودی راحتتر «خارج شود»، هوای بیشتری نیز به داخل جریان مییابد.
Bedeutungen
1
(aus + Dativ)
(مایع یا گاز) از جایی جاری شدن، سرازیر شدن یا تخلیه شدن
- Das Wasser strömte schnell aus dem Becken ab.آب به سرعت از حوضچه سرازیر شد.
- Die Abgase strömen durch den Schornstein ab.گازهای خروجی از طریق دودکش تخلیه میشوند.