abstrafe Aussprache:/ˈapˌʃtʁaːfə/Wortzerlegung:ab·stra·fe Konjugierte Form مجازات کنم/کند معانی و تعاریف abstrafe:کسی را به دلیل ارتکاب تخلف، جرم یا نقض قوانین، مجازات کردن یا جریمه کردن. جملات نمونه برای abstrafe:Der Richter verurteilte den Angeklagten zu einer empfindlichen Geldstrafe.قاضی متهم را به پرداخت جریمه نقدی سنگینی محکوم کرد.Wer gegen diese Vorschrift verstößt, wird nach dem Gesetz bestraft.هر کس برخلاف این مقررات عمل کند، طبق قانون مجازات خواهد شد.