abtöten
کشتن، از بین بردن، نابود کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
موجودات زنده کوچک (مانند میکروب، حشره) یا سلولها را از بین بردن یا کشتن
- Das Desinfektionsmittel tötet Bakterien ab.ماده ضدعفونیکننده باکتریها را از بین میبرد.
- Der Frost hat die jungen Pflanzen abgetötet.یخبندان گیاهان جوان را از بین برد.
2
Akkusativ
به صورت مجازی: احساسات، حس یا توانایی خاصی را سرکوب یا نابود کردن
- Er versuchte, seine Gefühle abzutöten.او سعی کرد احساساتش را سرکوب کند.
- Die Routine kann die Kreativität abtöten.روتین میتواند خلاقیت را از بین ببرد.