abtöten

Aussprache: /ˈapˌtøːtn̩/
Worttrennung: ab·tö·ten
فعل

کشتن، از بین بردن، نابود کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

موجودات زنده کوچک (مانند میکروب، حشره) یا سلول‌ها را از بین بردن یا کشتن

  • Das Desinfektionsmittel tötet Bakterien ab.ماده ضدعفونی‌کننده باکتری‌ها را از بین می‌برد.
  • Der Frost hat die jungen Pflanzen abgetötet.یخبندان گیاهان جوان را از بین برد.
2 Akkusativ

به صورت مجازی: احساسات، حس یا توانایی خاصی را سرکوب یا نابود کردن

  • Er versuchte, seine Gefühle abzutöten.او سعی کرد احساساتش را سرکوب کند.
  • Die Routine kann die Kreativität abtöten.روتین می‌تواند خلاقیت را از بین ببرد.