abteilungsübergreifend
بین بخشی، فراگیر
Bedeutungen
1
چیزی که از مرزهای یک دپارتمان یا بخش در یک سازمان فراتر میرود و چندین بخش را در بر میگیرد یا به هم مرتبط میکند.
- Die neue Strategie muss abteilungsübergreifend umgesetzt werden.استراتژی جدید باید به صورت بین بخشی اجرا شود.
- Es gab eine abteilungsübergreifende Besprechung zur Planung des Projekts.یک جلسه بین بخشی برای برنامهریزی پروژه برگزار شد.
- Die Kommunikation zwischen den Abteilungen ist nicht immer abteilungsübergreifend.ارتباط بین بخشها همیشه فراگیر نیست.