فعل
درآوردن (لباس)، کنار گذاشتن، بیاهمیت جلوه دادن، دست کم گرفتن
معانی و تعاریف abtun:
- چیزی را برداشتن (مانند کلاه، لباس) - کمی قدیمی یا رسمی
- چیزی را بیاهمیت شمردن، نادیده گرفتن
جملات نمونه برای abtun:
Meine Frau ''tat'' nicht einmal ihre Kittelschürze ''ab,'' als mein Chef zu Besuch kam.
همسرم حتی پیشبندش را هم درنیاورد وقتی رئیسم به دیدنمان آمد.
''Tu'' doch mal den Schlips ''ab,'' Wolfgang. Wir sind hier nicht bei einer Galaveranstaltung.
ولفگانگ، کراواتت را در بیاور. ما اینجا در یک مراسم رسمی نیستیم.
Du solltest deine Krankheit nicht so ''abtun,'' sondern sie ernst nehmen.
نباید بیماریات را اینقدر بیاهمیت جلوه دهی، بلکه باید آن را جدی بگیری.