فعل
نوبت به نوبت انجام دادن، جایگزین شدن، متناوب بودن
معانی و تعاریف abwechseln:
- کاری را به صورت متناوب یا نوبتی انجام دادن؛ عوض کردن.
- کاری را به صورت نوبتی با شخص دیگری انجام دادن؛ نوبت به نوبت انجام دادن.
- تغییر کردن بین دو یا چند حالت یا وضعیت؛ متناوب بودن.
جملات نمونه برای abwechseln:
Die beiden Brüder ''wechselten'' sich als Stürmer ''ab''.
دو برادر به نوبت به عنوان مهاجم بازی میکردند.
Die Reise ist lang, aber wir ''wechseln'' uns beim Fahren ''ab''.
سفر طولانی است، اما ما به نوبت رانندگی میکنیم.
Strahlender Sonnenschein und kräftiger Sommerregen ''wechselten'' einander ''ab''.
آفتاب درخشان و باران شدید تابستانی به نوبت میآمدند.