abwechslungsreich
متنوع، گوناگون، پربار
Bedeutungen
1
شامل تنوع زیاد، غیریکنواخت و جالب؛ دارای تغییرات زیاد و جذاب.
- Das Programm bot eine abwechslungsreiche Mischung aus Musik und Tanz.این برنامه ترکیبی متنوع از موسیقی و رقص را ارائه داد.
- Wir hatten einen sehr abwechslungsreichen Urlaub mit vielen Aktivitäten.ما تعطیلات بسیار متنوعی با فعالیتهای زیاد داشتیم.
- Sein Lebensstil war nie langweilig, immer sehr abwechslungsreich.سبک زندگی او هرگز خستهکننده نبود، همیشه بسیار متنوع بود.