abweichen
تفاوت داشتن، منحرف شدن
Beispiele
- Die Qualität des neuen Artikels ''weicht'' stark von der des alten ''ab.کیفیت کالای جدید به شدت از کیفیت کالای قدیمی «تفاوت دارد».
Bedeutungen
1
von + Dativ
منحرف شدن، فاصله گرفتن (از مسیر، قاعده، نظر)
- Der Plan weicht stark von der ursprünglichen Idee ab.این طرح به شدت از ایده اولیه منحرف شده است.
- Er ist vom Thema abgewichen.او از موضوع منحرف شد.
2
von + Dativ
تفاوت داشتن، فرق داشتن (با چیزی)
- Die Ergebnisse weichen von den Erwartungen ab.نتایج با انتظارات تفاوت دارند.
- Ihre Meinung weicht von meiner ab.نظر او با نظر من فرق دارد.