abweisen
رد کردن، قبول نکردن (درخواست، دعوا، یا شخص)
Beispiele
- Sie ''wies'' seine Einladung ins Kino ''ab.او دعوتش به سینما را رد کرد.
- Die Klage wurde vor Gericht ''abgewiesen.شکایت در دادگاه رد شد.
- Ich wurde am Empfang ''abgewiesen.من در پذیرش رد شدم (اجازه ورود نیافتم).
Bedeutungen
1
Akkusativ (wen/was)
از ورود یا پذیرش کسی یا چیزی جلوگیری کردن، کسی را برگرداندن
- Der Türsteher wies ihn ab.مسئول در او را راه نداد.
- Ihr Antrag wurde abgewiesen.درخواست او رد شد.
2
Akkusativ (was)
اتهام، ادعا یا درخواستی را رد کردن یا نپذیرفتن
- Er wies die Vorwürfe entschieden ab.او اتهامات را قاطعانه رد کرد.
- Das Gericht wies die Klage ab.دادگاه شکایت را رد کرد.