فعل
انداختن، دور انداختن، سود دادن
معانی و تعاریف abwerfen:
- چیزی را از بالا به پایین انداختن یا پرتاب کردن
- سود، درآمد یا محصولی را تولید کردن
جملات نمونه برای abwerfen:
Um weiter an Höhe zu gewinnen, ''wirft'' der Ballonfahrer den Ballast ''ab.''
برای افزایش ارتفاع، بالنسوار بالاست (وزنه) را پایین میاندازد.
Das Pferd ''warf'' seinen Reiter ''ab.''
اسب سوارکارش را به زمین انداخت.
Schon nach kurzer Zeit ''warf'' das Unternehmen wieder Gewinn ''ab.''
پس از مدت کوتاهی، شرکت دوباره سوددهی داشت.