abwischbar

Aussprache: /ˈapvɪʃbaːɐ̯/
Worttrennung: ab·wisch·bar
صفت

قابل پاک شدن، پاک‌شدنی

Bedeutungen

1

سطحی که بتوان به راحتی و بدون باقی گذاشتن اثر، آن را با دستمال یا پارچه تمیز کرد.

  • Die Oberfläche des Tisches ist abwischbar, sodass man Flecken leicht entfernen kann.سطح میز قابل پاک شدن است، بنابراین می‌توان لکه‌ها را به راحتی پاک کرد.
  • Diese spezielle Wandfarbe ist abwischbar und eignet sich gut für Küchen.این رنگ دیوار مخصوص قابل پاک شدن است و برای آشپزخانه‌ها مناسب است.
  • Der Hersteller garantiert, dass das Material abwischbar ist.تولیدکننده تضمین می‌کند که جنس آن قابل پاک شدن است.