Konjugierte Form
سنجیدند، در نظر گرفتند (شکل صرف شده فعل abwägen)
معانی و تعاریف abwogen:
- ارزیابی دقیق و جامع جوانب مختلف یک موضوع، تصمیم یا موقعیت، با در نظر گرفتن مزایا، معایب و پیامدهای احتمالی.
جملات نمونه برای abwogen:
Die Richter müssen alle Beweismittel sorgfältig abwägen, bevor sie ein Urteil fällen.
قضات باید قبل از صدور حکم، تمام شواهد را با دقت بسنجند.
Es ist unerlässlich, die ethischen Implikationen einer solchen Technologie sorgfältig abzuwägen.
ضروری است که پیامدهای اخلاقی چنین فناوری با دقت ارزیابی شود.