abwracken
اسقاط کردن، اوراق کردن (کشتی یا ماشین)
Beispiele
- Die „Hein“ wurde ''abgewrackt.کشتی «هاین» اوراق شد.
- Manche Reeder lassen ihre ausgedienten Schiffe in Indien ''abwracken.برخی از کشتیداران اجازه میدهند کشتیهای فرسوده خود در هند اسقاط شوند.
- So musste Spanien zur Feier seines EG-Beitritts Milchkühe schlachten, Weinreben aus der Erde reißen, zwei Drittel seiner Fischerboote ''abwracken.بنابراین اسپانیا مجبور شد به مناسبت پیوستن به جامعه اروپا، گاوهای شیری را ذبح کند، تاکستانها را از ریشه درآورد و دو سوم قایقهای ماهیگیری خود را اوراق کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اوراق کردن، از رده خارج کردن، اسقاط کردن (کشتی، خودرو، هواپیما)
- Das alte Schiff wird abgewrackt.کشتی قدیمی اوراق میشود.
- Viele alte Autos wurden wegen der Abwrackprämie abgewrackt.بسیاری از خودروهای قدیمی به دلیل طرح جایگزینی خودروهای فرسوده اسقاط شدند.