abwrackten

Aussprache: /ˈapˌvraktn̩/
Wortzerlegung: ab·wrack·ten
Konjugierte Form

از رده خارج کردند، اسقاط کردند (شکل صرف شده فعل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرآیند از رده خارج کردن و اوراق کردن سازه‌های بزرگ و قدیمی (مانند کشتی‌ها، هواپیماها، یا ساختمان‌ها) که دیگر قابل استفاده نیستند، اغلب با هدف بازیافت مواد یا تخریب کامل.

  • Die Reederei beschloss, das alte Frachtschiff zur Abwrackung in eine spezialisierte Werft zu überführen.شرکت کشتیرانی تصمیم گرفت کشتی باری قدیمی را برای اسقاط به یک کارخانه تخصصی منتقل کند.
  • Nach jahrzehntelangem Dienst wurde das Flugzeug schließlich abgewrackt und seine Teile recycelt.پس از دهه‌ها خدمت، هواپیما سرانجام اسقاط شد و قطعات آن بازیافت گردید.
2 Akkusativ

به طور مجازی یا استعاری، چیزی را کاملاً از کار انداختن، نابود کردن یا بی‌اثر کردن، به ویژه در مورد برنامه‌ها، پروژه‌ها یا ایده‌ها.

  • Die unerwarteten politischen Entwicklungen haben das geplante Reformprojekt praktisch abgewrackt.تحولات سیاسی غیرمنتظره عملاً پروژه اصلاحات برنامه‌ریزی شده را از کار انداخت.
  • Seine kritischen Äußerungen drohten, die gesamte Initiative zu abwrackten, bevor sie richtig begonnen hatte.اظهارات انتقادی او تهدید می‌کرد که کل ابتکار عمل را پیش از شروع صحیح، نابود کند.