abwrackten
از رده خارج کردند، اسقاط کردند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرآیند از رده خارج کردن و اوراق کردن سازههای بزرگ و قدیمی (مانند کشتیها، هواپیماها، یا ساختمانها) که دیگر قابل استفاده نیستند، اغلب با هدف بازیافت مواد یا تخریب کامل.
- Die Reederei beschloss, das alte Frachtschiff zur Abwrackung in eine spezialisierte Werft zu überführen.شرکت کشتیرانی تصمیم گرفت کشتی باری قدیمی را برای اسقاط به یک کارخانه تخصصی منتقل کند.
- Nach jahrzehntelangem Dienst wurde das Flugzeug schließlich abgewrackt und seine Teile recycelt.پس از دههها خدمت، هواپیما سرانجام اسقاط شد و قطعات آن بازیافت گردید.
2
Akkusativ
به طور مجازی یا استعاری، چیزی را کاملاً از کار انداختن، نابود کردن یا بیاثر کردن، به ویژه در مورد برنامهها، پروژهها یا ایدهها.
- Die unerwarteten politischen Entwicklungen haben das geplante Reformprojekt praktisch abgewrackt.تحولات سیاسی غیرمنتظره عملاً پروژه اصلاحات برنامهریزی شده را از کار انداخت.
- Seine kritischen Äußerungen drohten, die gesamte Initiative zu abwrackten, bevor sie richtig begonnen hatte.اظهارات انتقادی او تهدید میکرد که کل ابتکار عمل را پیش از شروع صحیح، نابود کند.