abzählen
شمردن (و جدا کردن)، شمارش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abzählen)
تعداد مشخصی از چیزی را شمردن و جدا کردن (مثلاً پول، اشیاء).
- Kannst du mir zehn Euro abzählen?میتوانی ده یورو برایم بشماری و جدا کنی؟
- Sie zählte die Äpfel ab und legte sie in den Korb.او سیبها را شمرد و در سبد گذاشت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
روزها را شمردن در انتظار یک رویداد خاص یا به پایان رسیدن یک دوره.
- Er zählt schon die Tage bis zum Urlaub.او از حالا روزهای تا تعطیلات را میشمارد.
- Wir zählen die letzten Stunden bis zur Prüfung.ما آخرین ساعتها تا امتحان را میشماریم.