abzäumen
افسار اسب را باز کردن، زین و برگ را برداشتن
Beispiele
- Er ''zäumte'' sein Reitpferd ''ab.او افسار اسب سواریاش را باز کرد.
- Der Bauer ''hat'' die Ochsen ''abgezäumt.کشاورز افسار گاوها را باز کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Pferd)
افسار اسب را از سر آن برداشتن.
- Nach dem Ausritt zäumte der Reiter sein Pferd ab.بعد از سوارکاری، سوارکار افسار اسبش را برداشت.
- Vergiss nicht, das Pferd abzuzäumen, bevor du es in den Stall bringst.فراموش نکن که قبل از بردن اسب به اصطبل، افسارش را برداری.