abziehen

Aussprache: /ˈapˌtsiːən/
Wortzerlegung: ab·zie·hen
فعل

کسر کردن، برداشتن/کندن، عقب‌نشینی کردن، چاپ کردن (عکس)

Bedeutungen

1 Akkusativ + von + Dativ

مبلغ یا مقداری را از چیزی کم یا کسر کردن.

  • Man muss die Steuern vom Gehalt abziehen.باید مالیات را از حقوق کسر کرد.
  • Zieh 5 Euro vom Gesamtbetrag ab.۵ یورو از مبلغ کل کم کن.
2 Akkusativ + von + Dativ

چیزی را از روی چیزی برداشتن، جدا کردن یا کندن (مانند چسب یا روکش).

  • Er zog den Verband von der Wunde ab.او پانسمان را از روی زخم برداشت.
  • Zieh die Schutzfolie vom Display ab.برچسب محافظ را از روی صفحه نمایش بردار.
3 Akkusativ + aus/von + Dativ

نیروها یا افراد را از جایی فراخواندن و خارج کردن.

  • Die Truppen wurden aus dem Kriegsgebiet abgezogen.نیروها از منطقه جنگی خارج شدند.
  • Der Chef hat ihn von dem Projekt abgezogen.رئیس او را از آن پروژه کنار گذاشت.
4 intransitiv

عقب‌نشینی کردن، صحنه را ترک کردن یا دور شدن (با فعل کمکی sein یا haben).

  • Die Demonstrierenden sind friedlich abgezogen.تظاهرکنندگان به آرامی و مسالمت‌آمیز متفرق شدند (ترک کردند).
  • Die Polizei konnte endlich abziehen.پلیس بالاخره توانست عقب‌نشینی کند.
5 Akkusativ

عکس چاپ کردن یا کپی گرفتن.

  • Kannst du mir diese Fotos abziehen?می‌توانی این عکس‌ها را برایم چاپ کنی؟
  • Ich lasse meine Urlaubsfotos im Labor abziehen.من عکس‌های تعطیلاتم را در آزمایشگاه چاپ می‌کنم.
6 Akkusativ

شاه‌کلید زدن، خفت‌گیری کردن یا کلاهبرداری کردن از کسی (عامیانه).

  • Sie haben ihn im Park abgezogen und sein Handy gestohlen.آن‌ها در پارک خفتش را گرفتند و موبایلش را دزدیدند.
  • Lass dich von denen nicht abziehen!اجازه نده سرت کلاه بگذارند!