abziehen
کسر کردن، برداشتن/کندن، عقبنشینی کردن، چاپ کردن (عکس)
Bedeutungen
1
Akkusativ + von + Dativ
مبلغ یا مقداری را از چیزی کم یا کسر کردن.
- Man muss die Steuern vom Gehalt abziehen.باید مالیات را از حقوق کسر کرد.
- Zieh 5 Euro vom Gesamtbetrag ab.۵ یورو از مبلغ کل کم کن.
2
Akkusativ + von + Dativ
چیزی را از روی چیزی برداشتن، جدا کردن یا کندن (مانند چسب یا روکش).
- Er zog den Verband von der Wunde ab.او پانسمان را از روی زخم برداشت.
- Zieh die Schutzfolie vom Display ab.برچسب محافظ را از روی صفحه نمایش بردار.
3
Akkusativ + aus/von + Dativ
نیروها یا افراد را از جایی فراخواندن و خارج کردن.
- Die Truppen wurden aus dem Kriegsgebiet abgezogen.نیروها از منطقه جنگی خارج شدند.
- Der Chef hat ihn von dem Projekt abgezogen.رئیس او را از آن پروژه کنار گذاشت.
4
intransitiv
عقبنشینی کردن، صحنه را ترک کردن یا دور شدن (با فعل کمکی sein یا haben).
- Die Demonstrierenden sind friedlich abgezogen.تظاهرکنندگان به آرامی و مسالمتآمیز متفرق شدند (ترک کردند).
- Die Polizei konnte endlich abziehen.پلیس بالاخره توانست عقبنشینی کند.
5
Akkusativ
عکس چاپ کردن یا کپی گرفتن.
- Kannst du mir diese Fotos abziehen?میتوانی این عکسها را برایم چاپ کنی؟
- Ich lasse meine Urlaubsfotos im Labor abziehen.من عکسهای تعطیلاتم را در آزمایشگاه چاپ میکنم.
6
Akkusativ
شاهکلید زدن، خفتگیری کردن یا کلاهبرداری کردن از کسی (عامیانه).
- Sie haben ihn im Park abgezogen und sein Handy gestohlen.آنها در پارک خفتش را گرفتند و موبایلش را دزدیدند.
- Lass dich von denen nicht abziehen!اجازه نده سرت کلاه بگذارند!