abzocken

Aussprache: /ˈapˌtsɔkn̩/
Wortzerlegung: ab·zo·cken
فعل

تیغ زدن، کلاهبرداری کردن، تیغ زدن پول کسی با حقه

Beispiele

  • Die Übergabe gestaltet sich meist recht schwierig, weil Leute, die beruflich ''abzocken,'' eher kamerascheu sind.تحویل دادن معمولاً بسیار دشوار از آب در می‌آید، زیرا افرادی که کارشان کلاهبرداری و تیغ زدن است، معمولاً از دوربین فراری هستند.
  • Dass betrügerische Makler ihre Kundschaft mit Kreditversprechen locken und ''abzocken,'' dieses Problem ist seit Jahren bekannt.اینکه دلالان کلاهبردار مشتریان خود را با وعده‌های وام فریب داده و تیغ می‌زنند، این مشکل سال‌هاست که شناخته شده است.
  • Dass die Landwirte von höheren Preisen profitieren, ist keinesfalls sicher. Zwischenhändler wittern ein Geschäft und könnten die Verbraucher ''abzocken.اینکه کشاورزان از قیمت‌های بالاتر سود ببرند، به هیچ وجه قطعی نیست. دلالان بوی سود به مشامشان خورده و ممکن است مصرف‌کنندگان را تیغ بزنند.

Bedeutungen

1 (transitiv)

از کسی به شیوه‌ای ناعادلانه، اغلب با فریب یا سوءاستفاده از موقعیت، پول زیادی گرفتن.

  • Der Händler hat die Touristen mit überhöhten Preisen abgezockt.فروشنده با قیمت‌های گزاف از توریست‌ها کلاهبرداری کرد.
  • Diese Firma zockt ihre Kunden mit versteckten Gebühren ab.این شرکت با هزینه‌های پنهان از مشتریان خود اخاذی می‌کند.