abzuängsten
بیش از حد نگران شدن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) abängsten
کسی را به شدت ترساندن یا مضطرب کردن، به طوری که احساس وحشت یا نگرانی عمیقی کند.
- Es ist nicht ratsam, die Kinder mit solchen Horrorgeschichten abzuängsten.ترساندن بچهها با چنین داستانهای ترسناکی توصیه نمیشود.
- Der plötzliche Lärm versuchte, die Tiere im Wald abzuängsten.صدای ناگهانی سعی داشت حیوانات جنگل را بترساند.