abzuärgern
آزار دادن، ناراحت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد ناراحتی، خشم، یا کلافگی شدید در فرد از طریق رفتار آزاردهنده، مداوم، یا تحریکآمیز.
- Seine ständigen Einwände und seine provokative Art, die Diskussion zu führen, haben die anderen Teilnehmer des Gremiums regelrecht ab(ge)ärgert.اعتراضات مداوم او و روش تحریکآمیز او در هدایت بحث، عملاً سایر اعضای هیئت را به ستوه آورده بود.
- Die Kinder versuchten, ihre Eltern mit ihrem unaufhörlichen Gezanke und ihrer Ungehorsamkeit ab(ge)ärgern.بچهها سعی میکردند والدین خود را با دعواهای بیپایان و نافرمانیشان آزار دهند.