abzuäsen
برای چریدن، که چریده شود
Bedeutungen
1
Akkusativ
زدودن یا پاک کردن کامل اثرات ناخواسته، نامطلوب یا مضر از روی چیزی، مانند لکهها، بقایا یا تأثیرات منفی، اغلب با استفاده از مواد یا روشهای خاص.
- Mit einem speziellen Lösungsmittel gelang es, die hartnäckigen Farbflecken vom historischen Gemälde abzuäsen.با یک حلال مخصوص، موفق شدیم لکههای سرسخت رنگ را از روی نقاشی تاریخی پاک کنیم.
- Die Nachwirkungen des Skandals mussten durch eine umfassende PR-Kampagne mühsam abgeäsen werden.پیامدهای ناگوار رسوایی باید با یک کمپین روابط عمومی جامع به سختی زدوده میشد.