abzuäsen

Aussprache: /apˈt͡suːˌʔɛːzn̩/
Worttrennung: ab·zuä·sen
Erweiterter Infinitiv

برای چریدن، که چریده شود

Bedeutungen

1 Akkusativ

زدودن یا پاک کردن کامل اثرات ناخواسته، نامطلوب یا مضر از روی چیزی، مانند لکه‌ها، بقایا یا تأثیرات منفی، اغلب با استفاده از مواد یا روش‌های خاص.

  • Mit einem speziellen Lösungsmittel gelang es, die hartnäckigen Farbflecken vom historischen Gemälde abzuäsen.با یک حلال مخصوص، موفق شدیم لکه‌های سرسخت رنگ را از روی نقاشی تاریخی پاک کنیم.
  • Die Nachwirkungen des Skandals mussten durch eine umfassende PR-Kampagne mühsam abgeäsen werden.پیامدهای ناگوار رسوایی باید با یک کمپین روابط عمومی جامع به سختی زدوده می‌شد.