abzuäugeln

Aussprache: /ˈaptsuˌɔɪ̯ɡl̩n/
Worttrennung: ab·zu·äu·geln
Erweiterter Infinitiv

چشم به راه بودن، انتظار کشیدن (مصدر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

نگاه کردن دزدکی و با احتیاط به کسی یا چیزی، اغلب برای ارزیابی، جلب توجه پنهانی یا به دست آوردن اطلاعات بدون جلب نظر.

  • Er äugelte die wertvollen Juwelen im Schaufenster ab, ohne dass der Verkäufer es bemerkte.او جواهرات گرانبها را در ویترین دزدکی نگاه کرد، بدون اینکه فروشنده متوجه شود.
  • Sie äugelte ihn heimlich ab, um seine Reaktion auf die Neuigkeiten zu prüfen.او مخفیانه او را زیر نظر گرفت تا واکنش او را به اخبار بسنجد.