abzubrüten

Aussprache: /ˈaptsuːˌbʁyːtn̩/
Worttrennung: ab·zu·brü·ten
Erweiterter Infinitiv

به پایان رساندن دوره جوجه‌کشی/تخم‌گذاری

Bedeutungen

1 Akkusativ

تلاش برای از بین بردن یا مهار کردن یک وضعیت نامطلوب، یک بیماری یا یک مشکل در مراحل اولیه آن، قبل از اینکه گسترش یابد یا وخیم‌تر شود.

  • Die Regierung versucht, die aufkommende Wirtschaftskrise durch gezielte Maßnahmen abzubrüten.دولت تلاش می‌کند تا بحران اقتصادی نوظهور را از طریق اقدامات هدفمند از بین ببرد.
  • Es ist wichtig, die ersten Anzeichen einer Infektion sofort zu behandeln, um sie abzubrüten.مهم است که اولین علائم عفونت را فوراً درمان کرد تا آن را از بین برد.