abzudämmen
بازداشتن، مهار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد مانع یا سد برای جلوگیری از گسترش یا پیشرفت چیزی، مانند سیل، بیماری، یا پدیدههای منفی دیگر.
- Die Behörden ergriffen sofort Maßnahmen, um die Ausbreitung der Epidemie einzudämmen.مقامات بلافاصله اقداماتی را برای مهار گسترش اپیدمی انجام دادند.
- Der Bau eines Deiches ist notwendig, um das Dorf vor Hochwasser abzudämmen.ساختن یک سد برای جلوگیری از سیل در روستا ضروری است.