abzudämmen

Aussprache: /apˈtsuːdɛmən/
Worttrennung: ab·zu·däm·men
Erweiterter Infinitiv

بازداشتن، مهار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ایجاد مانع یا سد برای جلوگیری از گسترش یا پیشرفت چیزی، مانند سیل، بیماری، یا پدیده‌های منفی دیگر.

  • Die Behörden ergriffen sofort Maßnahmen, um die Ausbreitung der Epidemie einzudämmen.مقامات بلافاصله اقداماتی را برای مهار گسترش اپیدمی انجام دادند.
  • Der Bau eines Deiches ist notwendig, um das Dorf vor Hochwasser abzudämmen.ساختن یک سد برای جلوگیری از سیل در روستا ضروری است.