abzudämpfen
کاهش دادن، تعدیل کردن، خفه کردن (صدا)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کاهش دادن شدت، تأثیر یا دامنه چیزی، به ویژه اثرات منفی، احساسات شدید یا صداهای بلند.
- Die Zentralbank intervenierte, um die Inflation abzudämpfen und die Wirtschaft zu stabilisieren.بانک مرکزی برای کاهش تورم و تثبیت اقتصاد مداخله کرد.
- Er versuchte, seine Enttäuschung abzudämpfen, indem er sich auf seine Arbeit konzentrierte.او تلاش کرد با تمرکز بر کارش، سرخوردگی خود را فرو نشاند.
2
Akkusativ
کاهش دادن یا خنثی کردن ارتعاشات، ضربهها یا صداهای ناگهانی.
- Spezielle Dämmmaterialien werden verwendet, um den Lärm im Gebäude abzudämpfen.از مواد عایق مخصوصی برای کاهش صدای داخل ساختمان استفاده میشود.
- Die Federung des Autos ist so konzipiert, dass sie Stöße effektiv abzudämpfen vermag.سیستم تعلیق خودرو به گونهای طراحی شده است که بتواند ضربهها را به طور مؤثر تعدیل کند.