abzudüsen
پرواز کردن، رفتن سریع
Bedeutungen
1
ترک کردن مکانی یا موقعیتی با سرعت و عجله زیاد، اغلب به دلیل نارضایتی، اضطرار، یا تمایل به فرار.
- Nachdem er die schlechte Nachricht erhalten hatte, düste er sofort ab.پس از دریافت خبر بد، او بلافاصله شتابان رفت.
- Die meisten Gäste düsten nach Mitternacht ab, da sie früh aufstehen mussten.بیشتر مهمانان پس از نیمهشب عجله کردند تا بروند، زیرا مجبور بودند زود بیدار شوند.