abzufließen
تخلیه شدن، جاری شدن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
جریان یافتن و تخلیه شدن مایعات به صورت طبیعی یا از طریق یک سیستم زهکشی، اغلب در متون فنی یا زیستمحیطی.
- Das Regenwasser muss ordnungsgemäß abzufließen, um Überschwemmungen zu vermeiden.آب باران باید به درستی تخلیه شود تا از سیل جلوگیری شود.
- Nach dem starken Niederschlag begann das Wasser langsam in die Kanalisation abzufließen.پس از بارش شدید، آب به آرامی شروع به جریان یافتن به سمت فاضلاب کرد.
2
کاهش یافتن یا فروکش کردن تدریجی یک پدیده، مانند آب، یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند احساسات یا روندها.
- Die anfängliche Euphorie begann nach einigen Wochen abzufließen.هیجان اولیه پس از چند هفته شروع به فروکش کردن کرد.
- Die Nachfrage nach dem Produkt ist stetig abzufließen.تقاضا برای محصول به طور مداوم کاهش یافته است.