abzugären

Aussprache: /ˈaptsuɡɛːɐ̯n/
Worttrennung: ab·zu·gä·ren
Erweiterter Infinitiv

برای تخمیر کردن، برای ترش شدن (شکل مصدر با 'zu')

Bedeutungen

1

فرآیند بیولوژیکی که در آن قندها توسط مخمرها یا باکتری‌ها به الکل یا اسیدها تبدیل می‌شوند؛ رسیدن و شفاف شدن نوشیدنی‌های تخمیری.

  • Der Wein muss noch einige Monate im Keller abgären, bevor er in Flaschen abgefüllt wird.شراب باید چند ماه دیگر در انبار تخمیر شود تا قبل از بطری شدن، شفاف گردد.
  • Nach der ersten Gärung beginnt der Most langsam abzupären und setzt dabei feine Hefepartikel ab.پس از تخمیر اولیه، آب میوه به آرامی شروع به رسیدن می‌کند و ذرات ریز مخمر را ته‌نشین می‌سازد.
2

ته نشین شدن مواد جامد معلق در یک مایع، رسوب کردن.

  • Die Suspension muss lange genug ruhen, damit sich die feinen Partikel vollständig abgäeren können.سوسپانسیون باید به اندازه کافی استراحت کند تا ذرات ریز بتوانند به طور کامل ته‌نشین شوند.
  • Im stehenden Wasser beginnt sich nach einiger Zeit Schlamm abzugären.در آب راکد، پس از مدتی لجن شروع به رسوب کردن می‌کند.