abzugären
برای تخمیر کردن، برای ترش شدن (شکل مصدر با 'zu')
Bedeutungen
1
فرآیند بیولوژیکی که در آن قندها توسط مخمرها یا باکتریها به الکل یا اسیدها تبدیل میشوند؛ رسیدن و شفاف شدن نوشیدنیهای تخمیری.
- Der Wein muss noch einige Monate im Keller abgären, bevor er in Flaschen abgefüllt wird.شراب باید چند ماه دیگر در انبار تخمیر شود تا قبل از بطری شدن، شفاف گردد.
- Nach der ersten Gärung beginnt der Most langsam abzupären und setzt dabei feine Hefepartikel ab.پس از تخمیر اولیه، آب میوه به آرامی شروع به رسیدن میکند و ذرات ریز مخمر را تهنشین میسازد.
2
ته نشین شدن مواد جامد معلق در یک مایع، رسوب کردن.
- Die Suspension muss lange genug ruhen, damit sich die feinen Partikel vollständig abgäeren können.سوسپانسیون باید به اندازه کافی استراحت کند تا ذرات ریز بتوانند به طور کامل تهنشین شوند.
- Im stehenden Wasser beginnt sich nach einiger Zeit Schlamm abzugären.در آب راکد، پس از مدتی لجن شروع به رسوب کردن میکند.