abzugräbeln
کندن، حفر کردن (با ابزار کوچک)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کندن، حفر کردن (خاک، گودال)، با کندن جدا کردن (این فعل کمتر رایج است و ممکن است منظور 'abgraben' باشد)
- Sie mussten den Hang abgraben, um Platz zu schaffen.آنها مجبور بودند شیب را بکنند تا فضا ایجاد کنند.
- Der Bach wurde abgegraben, um das Wasser umzuleiten.جوی آب کنده شد تا آب منحرف شود.