abzugrätschen

Aussprache: /ˈaptsuːˌɡrɛːtʃn̩/
Worttrennung: ab·zu·grät·schen
Erweiterter Infinitiv

باز کردن (پاها)

Bedeutungen

1 Akkusativ

در ورزش‌هایی مانند فوتبال، انجام یک حرکت دفاعی که در آن بازیکن با پاهای باز به سمت حریف سر می‌خورد تا توپ را از او بگیرد؛ این حرکت اغلب با ریسک خطا همراه است.

  • Der Verteidiger versuchte, den angreifenden Stürmer mit einem beherzten Grätschert abzugrätschen, um einen Treffer zu verhindern.مدافع تلاش کرد تا با یک سر خوردن جسورانه، مهاجم را متوقف کند تا از گلزنی جلوگیری نماید.
  • Der Schiedsrichter entschied auf Foul, da der Spieler den Gegner zu aggressiv abgerutscht hatte.داور خطا اعلام کرد، زیرا بازیکن حریف را بیش از حد تهاجمی تکل زده بود.