abzuknöpfen
دکمه را باز کردن، پول از کسی کندن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (von + Dativ)
به صورت غیرمستقیم یا با اصرار زیاد، پول، اطلاعات یا مزایایی را از کسی گرفتن.
- Der skrupellose Geschäftsmann versuchte, seinen Partnern möglichst viel Geld abzuknöpfen.آن تاجر بیوجدان سعی کرد تا حد امکان پول زیادی از شرکایش بگیرد.
- Die Journalistin gelang es, pikante Details von der Zeugin abzuknöpfen.آن خبرنگار موفق شد جزئیات جنجالی را از شاهد بگیرد.