abzumähen

Aussprache: /ˌaptsuˈmɛːən/
Worttrennung: ab·zumä·hen
Erweiterter Infinitiv

چمن زدن، کوتاه کردن (با ماشین چمن‌زنی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور کامل و با قاطعیت از بین بردن یا نابود کردن چیزی یا کسی، اغلب در زمینه نظامی یا در اشاره به تلفات سنگین.

  • Die Artillerie feuerte Salven ab, die ganze Stellungen der feindlichen Infanterie abmähten.توپخانه رگبار شلیک کرد که کل مواضع پیاده نظام دشمن را قلع و قمع کرد.
  • Die Seuche mähte in kürzester Zeit einen beträchtlichen Teil der Bevölkerung ab.این طاعون در مدت بسیار کوتاهی بخش قابل توجهی از جمعیت را از میان برداشت.
2 Akkusativ

به طور کامل و با قاطعیت از میان برداشتن یا حذف کردن مفاهیم، ایده‌ها یا ساختارهای قدیمی و منسوخ.

  • Die revolutionären Ideen mähten die alten gesellschaftlichen Strukturen ab und ebneten den Weg für eine neue Ordnung.ایده‌های انقلابی ساختارهای قدیمی اجتماعی را از میان برداشتند و راه را برای نظم جدید هموار کردند.
  • Die Reformen zielten darauf ab, die überflüssigen bürokratischen Hürden vollständig abzumähen.اصلاحات با هدف حذف کامل موانع بوروکراتیک غیرضروری انجام شد.