abzumähen
چمن زدن، کوتاه کردن (با ماشین چمنزنی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور کامل و با قاطعیت از بین بردن یا نابود کردن چیزی یا کسی، اغلب در زمینه نظامی یا در اشاره به تلفات سنگین.
- Die Artillerie feuerte Salven ab, die ganze Stellungen der feindlichen Infanterie abmähten.توپخانه رگبار شلیک کرد که کل مواضع پیاده نظام دشمن را قلع و قمع کرد.
- Die Seuche mähte in kürzester Zeit einen beträchtlichen Teil der Bevölkerung ab.این طاعون در مدت بسیار کوتاهی بخش قابل توجهی از جمعیت را از میان برداشت.
2
Akkusativ
به طور کامل و با قاطعیت از میان برداشتن یا حذف کردن مفاهیم، ایدهها یا ساختارهای قدیمی و منسوخ.
- Die revolutionären Ideen mähten die alten gesellschaftlichen Strukturen ab und ebneten den Weg für eine neue Ordnung.ایدههای انقلابی ساختارهای قدیمی اجتماعی را از میان برداشتند و راه را برای نظم جدید هموار کردند.
- Die Reformen zielten darauf ab, die überflüssigen bürokratischen Hürden vollständig abzumähen.اصلاحات با هدف حذف کامل موانع بوروکراتیک غیرضروری انجام شد.