abzupflücken
جدا کردن، چیدن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
جدا کردن یا کندن با دقت و ظرافت، معمولاً از یک شاخه یا ساقه، مانند میوهها، گلها یا برگها.
- Die reifen Kirschen wurden sorgfältig vom Baum abgepflückt.گیلاسهای رسیده با دقت از درخت چیده شدند.
- Er pflückte die zarten Blütenblätter einzeln ab, um sie zu trocknen.او گلبرگهای لطیف را دانه دانه جدا کرد تا آنها را خشک کند.