abzusägen

Aussprache: /apˈtsuːˌzɛːɡən/
Worttrennung: ab·zu·sä·gen
Erweiterter Infinitiv

برای اره کردن، برای بریدن با اره

Bedeutungen

1 Akkusativ

قطع کردن یا جدا کردن بخشی از چیزی با استفاده از اره، معمولاً در متون فنی یا ادبی.

  • Der Tischler musste das Bein des Stuhls präzise absägen, um die Beschädigung zu beheben.نجار مجبور بود پایه صندلی را با دقت اره کند تا آسیب را برطرف کند.
  • Die Sägeblätter waren so scharf, dass sie mühelos das dicke Holz absägen konnten.تیغه‌های اره آنقدر تیز بودند که به راحتی می‌توانستند چوب ضخیم را اره کنند.
2 Akkusativ

به طور استعاری، حذف کردن، از میان برداشتن یا پایان دادن به چیزی یا کسی، اغلب به صورت غیرمستقیم یا با نیت پنهان.

  • Manche Kritiker warfen dem Autor vor, seine weniger populären Charaktere subtil aus dem Plot abzusägen.برخی منتقدان نویسنده را متهم کردند که شخصیت‌های کمتر محبوب خود را به طور نامحسوس از طرح داستان حذف می‌کند.
  • Die politische Opposition versuchte, den Einfluss des Ministers durch gezielte Kampagnen abzusägen.اپوزیسیون سیاسی تلاش کرد تا با کمپین‌های هدفمند، نفوذ وزیر را از بین ببرد.