abzuschöpfen
برای جمعآوری کردن (کف، چربی)، برای برداشتن (سود)
Bedeutungen
1
Akkusativ
استخراج یا برداشت کامل یا بخش قابل توجهی از یک منبع (مانند منابع طبیعی، انرژی، احساسات، یا حتی دانش) به گونهای که آن منبع کاهش یابد یا تخلیه شود.
- Die übermäßige Ausbeutung der Bodenschätze droht, die natürlichen Reserven vollständig abzuschöpfen.بهرهبرداری بیش از حد از منابع معدنی، ذخایر طبیعی را به طور کامل در معرض تخلیه قرار میدهد.
- Nach dem intensiven Wettkampf fühlte er sich mental und physisch völlig abgeschöpft.پس از رقابت شدید، او از نظر ذهنی و جسمی کاملاً تخلیه شده بود.