abzuschmücken
برای تزئینات را برداشتن، برای خالی کردن از زیور
Bedeutungen
1
Akkusativ
تزیین کردن یا آراستن چیزی به شکلی اغراقآمیز، نامناسب یا بیش از حد، به گونهای که زیبایی یا هدف اصلی آن را تحتالشعاع قرار دهد یا آن را مضحک جلوه دهد.
- Die überladene Fassade des Gebäudes war mit unnötigen Ornamenten abgeschmückt, die den ursprünglichen Stil störten.نمای پر از تزئین ساختمان با تزئینات غیرضروری که سبک اصلی را مختل میکرد، آراسته شده بود.
- Er hatte die Angewohnheit, seine Erzählungen mit erfundenen Details abzuschmücken, um sie spannender zu machen.او عادت داشت داستانهایش را با جزئیات ساختگی بیاراید تا هیجانانگیزتر شوند.