abzuschrägen
پخ زدن، اریب کردن، زاویهدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد یک سطح شیبدار یا زاویهدار در لبه یا کناره یک شیء، معمولاً برای اهداف زیباییشناختی، ایمنی یا فنی.
- Die Tischler haben die Kanten des massiven Eichenholzes sorgfältig abgeschrägt, um Verletzungen zu vermeiden.نجارها لبههای چوب بلوط سنگین را با دقت پخ زدند تا از آسیبدیدگی جلوگیری کنند.
- Für eine bessere Aerodynamik wurde die Frontpartie des Fahrzeugs leicht abgeschrägt.برای آیرودینامیک بهتر، قسمت جلوی خودرو کمی اریب شده بود.