abzuspannen
شل کردن (کابلها، طنابها) / رفع تنش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که کشیده شده است (مانند طناب یا چادر) باز کردن یا شل کردن
- Wir müssen das Zelt abspannen, bevor der Sturm kommt.ما باید چادر را قبل از آمدن طوفان باز کنیم.
- Er spannte die Leine ab, um die Wäsche abzunehmen.او طناب را باز کرد تا لباسها را بردارد.
2
sich
استراحت کردن، از فشار روحی یا جسمی رها شدن
- Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich abspannen.بعد از یک روز کاری طولانی، باید استراحت کنم.
- Ein Spaziergang in der Natur hilft, sich abzuspannen.یک پیادهروی در طبیعت کمک میکند تا آدم از فشار رها شود.