abzuspannen

Aussprache: /ˈapˌt͡suˌʃpanən/
Wortzerlegung: ab·zu·span·nen
Erweiterter Infinitiv

شل کردن (کابل‌ها، طناب‌ها) / رفع تنش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که کشیده شده است (مانند طناب یا چادر) باز کردن یا شل کردن

  • Wir müssen das Zelt abspannen, bevor der Sturm kommt.ما باید چادر را قبل از آمدن طوفان باز کنیم.
  • Er spannte die Leine ab, um die Wäsche abzunehmen.او طناب را باز کرد تا لباس‌ها را بردارد.
2 sich

استراحت کردن، از فشار روحی یا جسمی رها شدن

  • Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich abspannen.بعد از یک روز کاری طولانی، باید استراحت کنم.
  • Ein Spaziergang in der Natur hilft, sich abzuspannen.یک پیاده‌روی در طبیعت کمک می‌کند تا آدم از فشار رها شود.