achtbar

Aussprache: /ˈaxtbaːɐ̯/
Worttrennung: acht·bar
صفت

قابل احترام، آبرومند، شایسته

Bedeutungen

1

شایسته احترام و ستایش به دلیل رفتار، موقعیت یا دستاوردهای خوب؛ آبرومند.

  • Er hat ein achtbares Alter erreicht.او به سن قابل احترامی رسیده است.
  • Sie hat eine achtbare Leistung in ihrem Beruf erbracht.او عملکرد شایسته‌ای در شغل خود داشته است.
  • Der alte Mann wurde von allen im Dorf als achtbar angesehen.پیرمرد توسط همه در روستا قابل احترام تلقی می‌شد.