achtbar
قابل احترام، آبرومند، شایسته
Bedeutungen
1
شایسته احترام و ستایش به دلیل رفتار، موقعیت یا دستاوردهای خوب؛ آبرومند.
- Er hat ein achtbares Alter erreicht.او به سن قابل احترامی رسیده است.
- Sie hat eine achtbare Leistung in ihrem Beruf erbracht.او عملکرد شایستهای در شغل خود داشته است.
- Der alte Mann wurde von allen im Dorf als achtbar angesehen.پیرمرد توسط همه در روستا قابل احترام تلقی میشد.