achteln

Aussprache: /ˈaxtl̩n/
Wortzerlegung: ach·teln
فعل

به هشت قسمت تقسیم کردن

Beispiele

  • Den Lauch in Ringe schneiden, die Tomaten ''achteln.تره فرنگی را حلقه حلقه خرد کنید، گوجه فرنگی‌ها را به هشت قسمت تقسیم کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به هشت قسمت مساوی یا تقریباً مساوی تقسیم کردن.

  • Er achtelt den Apfel für die Kinder.او سیب را برای بچه‌ها به هشت قسمت تقسیم می‌کند.
  • Man kann das Blatt Papier leicht achteln.می‌توان کاغذ را به راحتی به هشت قسمت تقسیم کرد.