achteln
به هشت قسمت تقسیم کردن
Beispiele
- Den Lauch in Ringe schneiden, die Tomaten ''achteln.تره فرنگی را حلقه حلقه خرد کنید، گوجه فرنگیها را به هشت قسمت تقسیم کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به هشت قسمت مساوی یا تقریباً مساوی تقسیم کردن.
- Er achtelt den Apfel für die Kinder.او سیب را برای بچهها به هشت قسمت تقسیم میکند.
- Man kann das Blatt Papier leicht achteln.میتوان کاغذ را به راحتی به هشت قسمت تقسیم کرد.