achten

Aussprache: /ˈaxtn̩/
Wortzerlegung: ach·ten
فعل

توجه کردن، رعایت کردن؛ احترام گذاشتن، ارج نهادن

Beispiele

  • Wir haben alle die Regeln zu ''achten.ما همه باید قوانین را رعایت کنیم.
  • Ich ''achte'' meine Eltern sehr.من برای والدینم احترام زیادی قائلم.
  • Ich ''achtete'' gerade auf einen vorbeifahrenden Zug.داشتم به قطاری که رد می‌شد توجه می‌کردم.
  • Achten'' Sie auf den Generator.به ژنراتور توجه کنید.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

به چیزی توجه کردن، مراقب چیزی بودن.

  • Achte auf den Verkehr!مراقب ترافیک باش!
  • Sie achtet sehr auf ihre Gesundheit.او خیلی به سلامتی‌اش توجه می‌کند.
2 Akkusativ

به کسی یا چیزی احترام گذاشتن، ارزش قائل شدن.

  • Man sollte die Rechte anderer achten.باید به حقوق دیگران احترام گذاشت.
  • Er achtet seine Eltern sehr.او به والدینش بسیار احترام می‌گذارد.
3 Akkusativ + als + Akkusativ

چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن، تلقی کردن.

  • Er wird als Experte auf diesem Gebiet geachtet.او به عنوان یک متخصص در این زمینه در نظر گرفته می‌شود.
  • Sie achtet ihn als ihren besten Freund.او را بهترین دوست خود می‌داند.