achten
توجه کردن، رعایت کردن؛ احترام گذاشتن، ارج نهادن
Beispiele
- Wir haben alle die Regeln zu ''achten.ما همه باید قوانین را رعایت کنیم.
- Ich ''achte'' meine Eltern sehr.من برای والدینم احترام زیادی قائلم.
- Ich ''achtete'' gerade auf einen vorbeifahrenden Zug.داشتم به قطاری که رد میشد توجه میکردم.
- Achten'' Sie auf den Generator.به ژنراتور توجه کنید.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
به چیزی توجه کردن، مراقب چیزی بودن.
- Achte auf den Verkehr!مراقب ترافیک باش!
- Sie achtet sehr auf ihre Gesundheit.او خیلی به سلامتیاش توجه میکند.
2
Akkusativ
به کسی یا چیزی احترام گذاشتن، ارزش قائل شدن.
- Man sollte die Rechte anderer achten.باید به حقوق دیگران احترام گذاشت.
- Er achtet seine Eltern sehr.او به والدینش بسیار احترام میگذارد.
3
Akkusativ + als + Akkusativ
چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن، تلقی کردن.
- Er wird als Experte auf diesem Gebiet geachtet.او به عنوان یک متخصص در این زمینه در نظر گرفته میشود.
- Sie achtet ihn als ihren besten Freund.او را بهترین دوست خود میداند.