abachen

Aussprache: /ˈapʔaxn̩/
Worttrennung: aba·chen
فعل

با زحمت زیاد انجام دادن، خود را خسته کردن، تقلا کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) abachen

در صنعت چوب، با استفاده از تبر، چوب را صاف کردن یا تراشیدن.

  • Der Zimmermann achte den groben Stamm ab, um ihn weiterzubearbeiten.نجار تنه درخت را با تبر صاف کرد تا بتواند بیشتر روی آن کار کند.
  • Mit geübten Hieben achtete er das Holz, bis es glatt war.او با ضربات ماهرانه چوب را تراشید تا صاف شد.