achten
توجه کردن، رعایت کردن؛ احترام گذاشتن، ارج نهادن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas achten)
به چیزی توجه کردن، مراقب چیزی بودن.
- Achte auf den Verkehr!مراقب ترافیک باش!
- Er achtet nicht auf seine Gesundheit.او به سلامتیاش توجه نمیکند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas achten)
به کسی یا چیزی احترام گذاشتن، ارزش قائل شدن.
- Wir müssen die Umwelt achten.ما باید به محیط زیست احترام بگذاریم.
- Er achtet seine Eltern sehr.او برای والدینش ارزش زیادی قائل است.
3
Akkusativ + als + Akkusativ
چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن، تلقی کردن.
- Ich achte das als eine große Ehre.من این را یک افتخار بزرگ میدانم.
- Man sollte seine Worte nicht als Befehl achten.نباید سخنان او را به عنوان دستور تلقی کرد.